تبليغاتX
آنسوی ابرها
آنسوی ابرها
جمعه 12 بهمن1386
دیدار ...  

.

شوق دیدار تو چون شکر خنده ای بر لبان من

انگار لحظه ای تمام این  برف های سفید آب می شوند و هزار شقایق می روید.

فکر دیدار در سپیدمان صبح، دستان یخ زده ام را گرم می کند و صدای قلبم در انعکاس این

 اتاق تنها می پیچد بی خود نیست این گونه عاشق طلوع خورشید می شوم.تو را خواهم دید

 و کاش در لحظه دیدار این بار غرور من و خودخواهی تو برای یک لحظه بروند

 پی کارشان، تا لبخندی بر لبان من بنشید و مانند آینه انعکاسش بر لبان و چشمان تو ببینم.

آن لحظه ، هزار مرغ عشق هزار آواز عاشقانه خواهند خواند

.