.
.میان
داشتن و نداشتن
یک
خواستن
است.
.
خدایااا
خدایاااااااااااا
هنوز اون بالایییییی صدامو می شنوی.آره
به اندازه کافی تو کوره ذوب شدم
خدایا
می شه لطفا بگی چرا
چراااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟
می شه الان بگی
.
شوق دیدار تو چون شکر خنده ای بر لبان من
انگار لحظه ای تمام این برف های سفید آب می شوند و هزار شقایق می روید.
فکر دیدار در سپیدمان صبح، دستان یخ زده ام را گرم می کند و صدای قلبم در انعکاس این
اتاق تنها می پیچد بی خود نیست این گونه عاشق طلوع خورشید می شوم.تو را خواهم دید
و کاش در لحظه دیدار این بار غرور من و خودخواهی تو برای یک لحظه بروند
پی کارشان، تا لبخندی بر لبان من بنشید و مانند آینه انعکاسش بر لبان و چشمان تو ببینم.
آن لحظه ، هزار مرغ عشق هزار آواز عاشقانه خواهند خواند
.
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته
تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه